نت ویولن زهره داریوش رفیعی
5c09d901-1ec1-413e-add1-87cc9c7db672_3.jpg
5 از 5 امتیاز

نت ویولن زهره داریوش رفیعی

نت ویولن زهره داریوش رفیعی نام :

نت ویولن زهره داریوش رفیعی

نت ویولن زهره داریوش رفیعی نام آهنگساز : داریوش رفیعی
نت ویولن زهره داریوش رفیعی تنظیم : ترنم عزتی
نت ویولن زهره داریوش رفیعی سطح : متوسط
قیمت : 60,000 تومان
5 از 5 امتیاز
این محصول را بخرید و امتیاز دهید
ویدئو آموزشی نوع فایل :

.pdf

سطح : متوسط
نت ویولن زهره داریوش رفیعی حجم : 1/6 مگا بایت
نت ویولن زهره داریوش رفیعی ساز :

ویولون

نت ویولن زهره داریوش رفیعی

فروش توسط :

ترنم عزتی

نام آهنگساز :

داریوش رفیعی

تنظیم :

ترنم عزتی

نت موسیقیمشخصات نت
سطح : متوسط
تعداد صفحات : 3
قیمت نت : 60,000 تومان
حجم نت : 1/6 مگا بایت
نوع فایل نت : .pdf
مشخصات ویدئو

ویدئوی آموزش این نت به زودی ساخته خواهد شد

نت ویولن زهره داریوش رفیعی

تنظیم کننده :ترنم عزتی

آهنگساز :داریوش رفیعی

نکته :جهت سادگی هرچه بیشتر در اجرا متن آهنگ زیر نت های ویولن نوشته شده است نسخه های دیگر نت زهره داریوش رفیعی برای ساز های دیگر را می توانید از طریق لینک های زیر دریافت کنید

نت پیانو زهره داریوش رفیعی

نت سنتور زهره داریوش رفیعی

نت گیتار زهره داریوش رفیعی

نت سه تار زهره داریوش رفیعی

نت کیبورد زهره داریوش رفیعی

نت ویولن زهره داریوش رفیعی

متن آهنگ زهره

یاد از آن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان درکنار من
حالی خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من آخر کجائی زهره
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه می رفتیم و در بین شقایقها
بود عالم مارا لطف و صفایی زهره
بود هنگام غروب آن روز افق زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را
گفتیم و گفتنیها بس رازهایی زهره
چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
سرد گشتی و نمودی این چنین خوارم
خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من هم چو تو دارم
آخر خدائی زهره

کلمات کلیدی :نت ویولن زهره داریوش رفیعی, نت آهنگ زهره داریوش رفیعی برای ویولن, خرید نت زهره داریوش رفیعی با ویولن, نت موسیقی آهنگ زهره داریوش رفیعی , سایت خرید نت های ویولن

متن آهنگ زهره

یاد از آن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان درکنار من
حالی خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من آخر کجائی زهره
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه می رفتیم و در بین شقایقها
بود عالم مارا لطف و صفایی زهره
بود هنگام غروب آن روز افق زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را
گفتیم و گفتنیها بس رازهایی زهره
چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
سرد گشتی و نمودی این چنین خوارم
خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من هم چو تو دارم
آخر خدائی زهره

نظر
نظر
نظر