نت کیبورد ولایت عشق محمد اصفهانی به همراه آکورد
نت کیبورد ولایت عشق محمد اصفهانی به همراه آکورد و شعر
به همراه آکورد و شعر ترانه
تنظیم نت کیبورد : گروه نت دونی
آهنگساز : محمد اصفهانی
نکته : جهت سادگی هرچه بیشتر در اجرای نت های کیبورد متن آهنگ زیر نت های کیبورد نوشته شده است که اجرا برای نوازندگان تازه کار کیبورد ساده تر شود.
نسخه های دیگر نت کیبورد ولایت عشق از محمد اصفهانی برای ساز های دیگر را از طریق لینک های زیر دریافت کنید.
نت پیانو ولایت عشق محمد اصفهانی
نت کیبورد ولایت عشق محمد اصفهانی
نت گیتار ولایت عشق محمد اصفهانی
نت سنتور ولایت عشق محمد اصفهانی
نت ویولن ولایت عشق محمد اصفهانی
متن آهنگ ولایت عشق محمد اصفهانی
بشکن سبوی باده را؛ مستی تویی هستی تویی!
در این سرای نیستی؛ مستی تویی هستی تویی…
تو آفتاب هشتمین سر چهارده عدد؛ بیدار کن خواب مرا از وحشت این دیو و دد!
بنگر که از هفت آسمان جایی فرا سوی زمان؛ نوری هبوط می کند در غربت این لامکان!
بنگر که دریا خون شده! فواره ها گلگون شده!
لیلای بی دل را ببین؛ از عشق تو مجنون شده…
در این غروب واپسین از چتر خورشید یقین؛ نور حقیقت میچکد بر خاک مشکوک زمین!
فریاد و بانگی میرسد عالم سکوت میکند؛ از هیبتش سلطان دهر آسان سقوط میکند
آدم هراسان میشود، محشر نمایان می شود!
از تاول آیینه ها خورشید گریان میشود!
تقدیر ما در دست توست زنجیر بر دستان ما؛ ما را رها کن از عدم هستی بده بر جان ما
بشکن سبوی باده را؛ مستی تویی هستی تویی!
در این سرای نیستی؛ مستی تویی هستی تویی…
تو آفتاب هشتمین سر چهارده عدد؛ بیدار کن خواب مرا از وحشت این دیو و دد!
---
کلمات کلیدی : نت کیبورد ولایت عشق محمد اصفهانی , نت اهنگ ولایت عشق از محمد اصفهانی , نت اهنگ ولایت عشق محمد اصفهانی
متن آهنگ ولایت عشق محمد اصفهانی
بشکن سبوی باده را؛ مستی تویی هستی تویی!
در این سرای نیستی؛ مستی تویی هستی تویی…
تو آفتاب هشتمین سر چهارده عدد؛ بیدار کن خواب مرا از وحشت این دیو و دد!
بنگر که از هفت آسمان جایی فرا سوی زمان؛ نوری هبوط می کند در غربت این لامکان!
بنگر که دریا خون شده! فواره ها گلگون شده!
لیلای بی دل را ببین؛ از عشق تو مجنون شده…
در این غروب واپسین از چتر خورشید یقین؛ نور حقیقت میچکد بر خاک مشکوک زمین!
فریاد و بانگی میرسد عالم سکوت میکند؛ از هیبتش سلطان دهر آسان سقوط میکند
آدم هراسان میشود، محشر نمایان می شود!
از تاول آیینه ها خورشید گریان میشود!
تقدیر ما در دست توست زنجیر بر دستان ما؛ ما را رها کن از عدم هستی بده بر جان ما
بشکن سبوی باده را؛ مستی تویی هستی تویی!
در این سرای نیستی؛ مستی تویی هستی تویی…
تو آفتاب هشتمین سر چهارده عدد؛ بیدار کن خواب مرا از وحشت این دیو و دد!
حال شما خوبید پیشنهاد میکنم خجالتم دادید
شب بخیر من تازه خریدم بعد از اجرا نظرمو میگم خجالتم دادید
درود عالی بود
سلام خوب هستی کیبورد آخر سازهاست برای تشکر از مهر شما زبانم قاصر است
درود حرف نداشت زحمت کشیدید
صبح بخیر نظری ندارم خوشحالم کردید
عصر بخیر بی نظیییییییر کار درخشانی بود، آفرین
بسیار خوب خیلی خیلی خوبه خوبه خوبه لطف کردید
درورد استاد گروه نت دونی عالیییییییی از لطف شما کمال تشکر را دارم