نت پیانو زبان آتش محمدرضا شجریان
نت پیانو زبان آتش محمدرضا شجریان
تنظیم کننده :ترنم عزتی
آهنگساز :محمد رضا شجریان
نکته :جهت سادگی هرچه بیشتر در اجرا متن آهنگ زیر نت های پیانو نوشته شده است نسخه های دیگر نت زبان آتش محمدرضا شجریان برای ساز های دیگر را می توانید از طریق لینک های زیر دریافت کنید
نت پیانو زبان آتش محمدرضا شجریان
نت سنتور زبان آتش محمدرضا شجریان
نت گیتار زبان آتش محمدرضا شجریان
نت سه تار زبان آتش محمدرضا شجریان
نت کیبورد زبان آتش محمدرضا شجریان
نت ویولن زبان آتش محمدرضا شجریان
متن آهنگ زبان آتش
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی
زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنیابزار بنیانکن
ندارم جز زبانِ دل
دلی لبریز از مهر تو
ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی است
زبان قهر چنگیزی است
بیا بنشین، بگو بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیّت، راه در قلب تو بگشاید
برادر! گر که میخوانی مرا، بنشین برادر وار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسانکش برون آید
تو از آیین انسانی چه میدانی
اگر جان را خدا داده است
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی
گرفتم در همه احوال، حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را برادر جان
به زور این زباننافهم آتشبار
نباید جست
اگر این بار شد وجدان خوابآلودهات بیدار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار
کلمات کلیدی :نت پیانو زبان آتش محمدرضا شجریان, نت آهنگ زبان آتش محمدرضا شجریان برای پیانو, خرید نت زبان آتش محمدرضا شجریان با پیانو, نت موسیقی آهنگ زبان آتش محمدرضا شجریان , سایت خرید نت های پیانو
متن آهنگ زبان آتش
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی
زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنیابزار بنیانکن
ندارم جز زبانِ دل
دلی لبریز از مهر تو
ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی است
زبان قهر چنگیزی است
بیا بنشین، بگو بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیّت، راه در قلب تو بگشاید
برادر! گر که میخوانی مرا، بنشین برادر وار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسانکش برون آید
تو از آیین انسانی چه میدانی
اگر جان را خدا داده است
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی
گرفتم در همه احوال، حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را برادر جان
به زور این زباننافهم آتشبار
نباید جست
اگر این بار شد وجدان خوابآلودهات بیدار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار